تبلیغات
{♡} پاتـوقـ مآدوتـآ دوستـ

                           {♡} پاتـوقـ مآدوتـآ دوستـ     

.................
دوازدهم شهریور 96 × 13:11  
سـخــت اســـت درڪ ڪـــردن دُخــــتـری ڪـه غـــــم هایــــــش را خـودش میـــــداند و دلـش ...!

 ڪــه هـمـه تـنــــها لـبـخـنـدهـایـش را مـیـبـیـنـنـد ؛

 ڪــه حــسرت مـیـخـورنـد بـــخـاطـر شـاد بـودنــش ...!

 بـخـاطـر خـنــده هـایـــش ...!

 ...و هـیـچـڪــس جـُـز هـمـان دُخـتــر نـمیـداند چـقـدر تـنـهـاســت ...!

 ڪــه چـقـدر مـیــتـرسـد ...!

 از بــاخــتـن...!

 از اعـتـمـادِ بــے حـاصلش ...!
 
از یـــــخ زدن احـسـاس و قـلبــش ...!

 از زنــدگــــے ...!  

از عشقی ک دروغ بزرگ بود .... 

ازکسی ک بخاطردلتنگی بی صدارفت.....  



Image result for ‫عکس دل شکسته دختر‬‎


    


راست میگفت
دهم شهریور 96 × 15:44  
بهم گفت هیچوقت عشقمو تنها نمیذارم

راست گفت ، چون من عشقش نبودم … 

میگفت پات وایمیستم ؛ حرفم حرفه ، ولی رفت

راست میگفت حرفش فقط حرف بود.......   

Image result for ‫عکس دختر تنها رو تخت‬‎

    


تنهاییی....
سی و یکم مرداد 96 × 11:03  
تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه!

این نیست که با کسی دوست نباشی!

این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!

این نیست که کسی باهات حرف نزنه!

این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!

این نیست که کسی دوستت نداشته باشه! تنهایی، یه حس درونیه!

تنهایی یعنی "هیچکس نمیفهمه حالت بده

Image result for ‫عکس دخترتنها‬‎

    


راست راسکی
بیست و پنجم مرداد 96 × 09:20  
ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﮔﻔﺖ :

 ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪ :مثل آدم بزرگــا؟!

ﭘﺴﺮﮎﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :

ﻧـــــﻪ ؛ ﻧـــــﻪ !!

ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﮑﯽ ... 


Image result for ‫عکس عشقولانه دختر و پسر‬‎



    


دوسم دارم !
بیستم مرداد 96 × 13:49  
+ خیلی دوستت دارم
- منم همینطور
+ تو هم دوستم داری ؟
- نه دیوانه میگم منم خودم رو خیلی دوست دارم  :)




    


درد و درد !
هشتم مرداد 96 × 19:46  
آدم دقیقا جایی تو زندگیش داغون میشه کـه 
ببینه دلخوشیاشم دارن میشن جز دردهاش 


    


دچار به سرنوشت
دوم مرداد 96 × 11:52  
 من دچار به سـَرنوشت یـک گنجشکــ ...
 در آغوش طوفان شــُـده ام
 که تقاص تمام فقر دنیا را ...
 گلوله یه تفنگ بادی
 از قلبش میگیرد ... :)





    


نمیدونستم
سی ام تیر 96 × 13:31  
نمیـבانستم בلتنگی،، בل نازڪم میڪنـב... 

انقـבر ڪه به هر بهانه ڪوچڪے چانه ام بلرزב و چشم هایم خی๛ اشڪ شوב..!! 

نمیـבانستم בلتنگی،، ضعیفم میڪنـב... 

آنقـבر ڪه ڪوه استوار غرورم زیر بار نـבیـבنت ڪمر خم ڪنـב..!! 

نمیـבانستم בلتنگی،، ڪوבڪم میڪنـב... 

انقـבر ڪه בر نبوבنت ساعتها گوشه اے بنشینم و با همه 

בنیا قهر ڪنم..!! 

نمیـבانستم...........!!  


Image result for ‫غرورم شکست‬‎


    


ساده ک باشی
بیستم تیر 96 × 14:17  
ساده که باشی
آدم ها خیلی زود دوستت می شوند و تو خیلی دیـــــر می فهمی دشمنت بودند

ساده که باشی
آدم ها با همه کمبودهایشان به غرورت حمله می کنند و با همه غرورشان مچاله ات می کنند

ساده که باشی
تو همیشه رو بازی می کنی و آدم ها همیشه بازیگران پشت پرده می مانند

ساده که باشی
آدمها اوقات بیکاریشان را با سادگی ات پُر می کنند و خود در لحظه های اندوه تنها می مانی

ساده که باشی
سادگی ات را حماقت می خوانند و کسی نمی فهمد که تو از فرط “آدم بودن” ساده ای…  


نتیجه تصویری برای عکس سادگی دخترسایت خارجی




    


Difference
شانزدهم تیر 96 × 19:15  
#مردها
منطقی حرف می زنند
و احساساتی تصمیم می گیرند

#زن هـا

احساساتی حرف می زنند
و مثل یک مامور اعدام، بی رحمانه کاری را که باید بکنند می کنند  :)



    


پایان توست
شانزدهم تیر 96 × 13:42  
   از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند
 خوشحال باش
 دنیای زنها کاملا متفاوت و مرموز است
 زن اگر سکوت کرد بدان
 سکوتش نشانه پایان توست…!    


    


آدمهامی ایند
دوازدهم تیر 96 × 12:34  
آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد …

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای … 



    


سکوت می کنی
چهارم تیر 96 × 10:37  
گاهی سکوت می کنی
چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی
گاهی سکوت میکنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری
سکوت گاهی یک اعتراضه و گاهی هم انتظار
اما بیشتر وقتها سکوت برای اینه که
هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه
و این یعنی همون حس تنهایی...!


" خسرو شکیبایی " 



    


نخواست
بیست و نهم خرداد 96 × 16:19  
اون دلش پیش یه احساس دیگه س خوب میدونم
میدونم منو نمیخواد خودش گفت 50 -50 مخامت
من واسش فرقی ندارم که برم یا بمونم
گفت 40-60 مهمه باشم
چرا عشقمو نخواست واسه چی نموند کنارم
مگه بهش نگفته بودم کسیو جز اون ندارم
میدونست عاشقشم من میدونست براش میمیرم
میدونست آرومه قلبم وقتی دستاشو میگیرم
دیگه رفته از کنارم بودنش با من محاله
چرا عشقمو نخواست این هنوز برام سؤاله  




    


منِ معتاد :)
بیست و پنجم خرداد 96 × 22:39  
گـــریـہ آرامــم نــَکـرد
خنــــدہ تســـکینم نــَداد
واژهـ از دردم نـَـکــــاســــت
این چنین معتاد خاموشی شُدم  :)



    


گرمم نکرد
نوزدهم خرداد 96 × 13:13  
عشـق
قصــه‌ای بـود که مادربــزرگ شـب‌هـای زمستـــان برایـــم می‌بافــت
یکـی از رو، دو تا از زیر
بالاپوشـی که هیـچ‌گاه گرمــم نکـــرد !
 

Image result for ‫عکس دختر تنها در برف‬‎




    


(∩_∩)
چهاردهم خرداد 96 × 20:38  
قـَلـبِـتو بـِـده بـِه سـَگـا ،
اونــا هیچ وَقـت نِـمیشکونَنِش ...
(∩_∩)



    


یه سری دخترها....
سیزدهم خرداد 96 × 11:19  
یـہ سـرے دخـتـرآ هـَسـتـَن ..
فـَقـَط {تیــپ مـِشـكـے} مـے زَنـَن ...
{عـَطـر خـآص} مـے زَنـَن ..
بـے تـَوَجـہ بـہ {اَطـرآف و حـَرفـآ و نـگـآه هـآے مـَردم }...
رو {نیمـكـَت پـآركــ } مــیـشــیـنـن
{آروم و شمـُرده} حـَرف مـے زَنـَن ..
تـو جـَمـع {آروم} میشیـنـَن
و فـَقـَط {گـوش میـבَن} ...
ایــن دخـتـرآ اَز اَوَل اینـطورے نـَبـودن ...
اینــآ یـہ زَمـآنـے خیـلـے {شیـطون} بـودن ..
شیـطـون و {پـُر هـَیـجـآن} بـُودن ...
ایـن دخـتـرآ یـہ روز {یـكـے} اومـَد
تـو زنـدگیشــون
اَز اعتـمـآבشـون {بـَدتـَریـن سـو استـفـآده} و كـَرد و رَفـت ...
ایـن دخـتـرآ {خیـلـے خـآصـَ ـن} ...
دیگـہ {هیـچ چیــزے} و قـَبـول نـَدآرَن ...
سـَعــے نـَكـُـن بـہ {دنیـآشـون}
وآرد بشـے ...
اینــآ {هیـچ كـَسـے} و بـہ
دنیـآے جـَدیـدشـون {رآه نمـیـدن} ...
ایـن دخـتـرآ سـَر {سـَخـت تـَریـن} آدم هـآے دنیـآن ...



    


نمردن
هفتم خرداد 96 × 10:15  
آدمایی که از رابطه های طولانی میان بیرون خطرناکن …

چون اونا میفهمن،

میشه یه چیزایی رو از دست داد ، و نَـمــُـرد ! 



نتیجه تصویری برای عکس تنهایی دختر

    


من بودم.....
یکم خرداد 96 × 11:11  
چند سال از عمرم گذشت . . .
برای خیلی ها رفیق بودم --- شاید خیلی ها نارفیق بودن!!!
سعی کردم خوب باشم --- اما بدی دیدم
اعتماد کردم --- نارو زدن
دوست داشتم(محبت کردم) --- لطمه خوردم
مهربان بودم --- بی تفاوتی دیدم
برای همه شادی افریدم --- اما غمگینم کردند!!!!
لبهارو خندوندم --- چشمهایم را گریاندند ...
از تنهایی در اوردم --- تنها موندم
پیچیده و دشوار بودن --- من راحت و ساده!!!
همدم و همراه شدم --- بعدها خنجر خوردم 
مامن رفیق بودم --- و باز همون "رفیق" موندم و در آخر......
تا نفس دارم و زندم --- رفیق خواهم ماند ..

    


دختر ک باشی
پانزدهم اردیبهشت 96 × 17:47  

دختــــــرکه باشی .. دلت زود میگیره

از عالم و آدم ، وقتی یه حرف درشت بشنوی

وقتی دو رویی ببینی ، وقتی دروغ بشنوی ، وقتی خر فرض بشی .

دختــــــــرکه باشی ..قلبت زود میشکنه

از بودنایی که بوی موندن نمیدن ، از آدمایی که بودی آدمیت نمیدن ،

از دستایی ک بوی امنیت نمیدن.

دختـــــــر که باشی .. دلت تنگ میشه

واسه خاطرات دور دستی ک ته ذهنت شنا میکنن و نا خوداگاه غرقشون میشی ،

 و هیچکس حال اونموقعت رو نمیفهمه مگه اینکه دنیای دخترونه

رو حس کرده باشه

دختـــــــر که باشی .. زود بغض میکنی

بغضی که خفت میکنه ، وقتی نتونی ، نشه ، نذارن ، ک بیرون بریزی 

حرفایی ک تو دلت سنگینی میکنه

دختـــــــرکه باشی .. زود پیر میشی

از بعضی ادما .. بعضی اتفاقا .. بعضی دردا .. بعضی حرفا

دختـــــــر که باشی .. تنها رفیقت .. تنها حامیت .. دلسوزت

و تنها کسی ک دستش ، آغوشش بوی امنیت میده پدرته

دختـــــــر که باشی .. میدونی و میفهمی

اکثر آدمایی که دور و برت پرسه میزنن گرگن .. دروغن

اگه یه ذره مهربون باشی .. اگه یه ذره دختر باشی .. نابودت میکنن

دختـــــــر که باشی .. حتی اگه خیلیم ب خودت افتخار کنی ،

یه جاهایی خسته میشی از دختر بودنت ، گاهی حتی از بودنت ..

دختـــــــر که باشی .. برای همیشه دختری.

نمیتونی ادای ادمای بی تفاوت رو در بیاری ، 

نمیتونی متنفر بشی ، نمیتونی تلافی کنی ، نمیتونی زمخت بشی ،

نمیتونی دختـــــــر نباشی!

کاشکی یه روزی می شد ... که هیچ دختری دیگه دختـــــــرنباشه

شاید ادما حرمتِ وجود دختــــــرُ درک میکردن

وقتی لطافتِ وجود دختر براشون بشه

اونموقع دنیا تازه میفهمه چی کَــــــمداره...   حســـرت .. وقتی نباشی..


    


آرامش
چهارم اردیبهشت 96 × 18:27  
روزهای رفته زندگی را ورق میزنم
چه خاطراتی که زنده نمیشوند
چه روزها که دلم میخواست تا ابد تمام نشود
چه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشت
چه فکرها که آرامم کرد
چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخندهایی که بی اختیار برلبانم نقش بست
چه اشکهایی که بی اراده از چشانم سرازیر شد
چه آدمها که دلم را گرم کردند وچه آدمها که دلم را شکستند
چه چیزها که فکرش را هم نمیکردم وشد
چه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان
وچه........
وسهم من از این همه , یادش بخیر میشود
کاش ارمغان روزهایی که گذشت 
آرامشی باشد از جنس خدا
آرامشی که هیچگاه تمام نشود..... 
آرامشی که بتوانم آرام بگیرم .... 
ولی نمیشوددیگرنمیشود.... 




    


منه غریبه :)
سی و یکم فروردین 96 × 23:50  
- باهــاتون یِه جوری غــَـریبِه میشــَـم ...
که هیچکـَس باوَر نَکـُـنـهِ یـِه روی بـهتــَـرین آدمــایِ زِنــدِگــیم بودین :)



    


عشق
بیست و ششم فروردین 96 × 18:54  

با چشم هایت حرف دارم

ناگفته های بسیاری را برایت بگویم

از بهار از بغض های نبودنت

از نامه های چشمانم...که همیشه بی جواب ماند

باور نمی کنی ؟

تمام این روزها با لبخندت آفتابی بود

اما دلتنگی آغوشت...

رهایم نمی کند

به راستی عشق بزرگترین آرامش جهان است .



    


نیش
بیستم فروردین 96 × 20:08  
بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد

بـــــــزرگ شدم

دیـــدم، شنیـــدم، رفتــــم، اومدم

و یــــاد گرفتــــم

نــــه، آدمها هم نیــــش میزننـــد

هر چقـدر صمیــــــمی تر، عزیزتر

نیششـــان ســـــمی تــــر ! 

Image result for ‫عکس دخمل‬‎

    


● دل شـیشـه ای ●
دوازدهم فروردین 96 × 00:21  
● شیشـِه ای
 میشکــَند ...
● یکـ نفر می پـُرسد :
 کـ چـرا شیشـِه
● شکستـ [؟]
 یـِکـ نفر میگوید :
● شاید این رفع
 بَلاستـ [!]
● دیگری میپـُرسد :
 شیشه پـَنجره را باد
● شکستـ [؟]
 دِل مـَن سَخت
● شکستـ ...
 هیچ کـَس هیچ نـَگفت ...
● غصه ام را نشنید ...
 
اَز خودم می پـُرسم :
● اَرزش قَلب مَن از
 شیشِه پـَنجره هم کـَمتر
● بود [؟!]
 


    


کــاش کسی باشد
سی ام اسفند 95 × 23:18  
دلم می خواست کسی باشـــد
که مرا " بلد" باشـــد ...
بـلد بودن مهم تر از عاشق بودن
یا حتی دوست داشتن است ...
کسی که تـو را " بلد " باشد  
با تــمام پسـتی بلندی هایت
کنار می آیـد
میداند کــی ســکوت کنــد
کی دزدکی نــگاهت کـند
کی ســرت داد بزند 
و کی در اوج عـصبانیت 
محــکم در آغوشـت بگیرد ...
کــاش کسی باشد 
که مـرا " بلد " باشد ...





    


آدما جواب بعضی سوالارو بلد نیستن !!!
هفتم اسفند 95 × 19:35  
از کــسی که دلش گرفته نپرسین چرا ؟!
آخــه آدما وقتی نمی تــونن 
دلیل ناراحتیشون رو بگـن دلشـون بیشتر میگیره . . .  !!




    


نـزدیک نیا !!
بیست و سوم بهمن 95 × 12:53  
مــرا از دور تمـــاشا ڪــن . . .  

من از نــــــــزدیڪ "غـَمـگـیـنـَم" :) . . .
"عباس معروفی"





    


بترس....
بیست و دوم دی 95 × 12:18  
بترس ازاوکه سکوت کرد وقتی دلش راشکستی.. 

اوتمام حرفهایش رابجای تو بخدازد .... 

وخداخوب گوش می کند. 

وخوبتریادش می ماند... 

خواهدرسیدروزی که ..

خداتمام حرفهای اورا.

سرت فریادخواهدکشید..

وتوآن روز درک خواهی کرد....

که چراگفته اند 

دنیادارمکافات است.  


    


 صفحه هــا:1 2 3 4